خرید بک لینک
یه دفتر جدید برداشتم براشو شروع کردم به نوشتن.اول گفتم فقط هروقت که دچارش شدم، مینویسمو من هر روز دچارشم..ازش به خاب پناه میبرمو در رویا رها میشم..خوشحالم در رویاهام اجازه زندگی دارمبه اون شکلی که دوست دارمبدون نیاز به ملاحظات و چارچوببدون اینکه به کسی آسیب بزنم..ته نوشته های این دفتر رو با خیرالنساء امضا میکنمچون خیرالنساءه که داره مینویسهگاهی هم .. شاید ... نگار این دفتر رو چاپ میکنم :)

برچسب: نویسنده: کیانوش کمالی تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 14:04

میدونم دچارشممیدونم دوباره باید درمان دارویی رو شروع کنمولی میخام تا لحظه آخر بجنگمدلم نمیخاد ببازمدلم نمیخاد وسترن مدیسن جواب باشهصبحها که بیدار میشم تا یه زمان زیادی درگیر این خونریزیهای بینیم هستمفرم دومی از آلارم بدنم برای اینکه بهم بگه دیگه باید رها کنیهمین باعث میشه دیر به برنامهی روزم برسمفرم اول که قطعن دندونه!!انقد به هم فشردمشون و دندون قروچه کردم اکثرشونو شکوندمملاقات دندون پزشکم به یه روتین تبدیل شده.هربار فکر میکنیم دیکه همه چی تموم شد و حالا دیکه وقت نایتگارده، یه بلا جدیدی میارم سرشون و دکتر درگیر ترمیم دندونای قابل ترمیم و ساخت روکش برای از دست رفته ها میشههمین آخرین باری که رفتم پیششهمین که کلیشه جدید دندونامو نگاه کردنشست رو صندلیش بغل یونیت و من فهمیدم یه خبراییهو شروع که به دوباره صحبت کردن درمورد اینکه این موضوع باید با روانپزشک و روانکاو بررسی بشه وگرنه ما هر ماه داریم وقت بیهوده میذاریمخیلی از سر دردها و گرفتگیهای سرشونهم هم از همین دندونقروچه نشات میگیره!میبینی؟ باید دوباره درمان دارویی شروع کنم :)کنار ساحل مدا نشسته بودم و قهوه مینوشیدم و سوار شدن آدما به اتوبوس دریایی رو نگاه میکردمیه خانوم سن داری اومد و گفتKül ve sigara filtresini özel zarfınıza koyup bu güzel plajı kirden kurtardığınız için teşekkür ederiz. Sen değerli bir vatandaşsın.یه همچین چیزایی. که مرسی سیگارتو میریزی توو پاکت مخصوصت و دمت گرم و شهروند نمونه ایبرام جالب بود که فقط از حق خودش حرف زدنگفت حالا با این سن نکشیه کالج هنری توو فرانسه چند وقت پیش یه پوزیشن باز کرد برای کسایی که کارای سرامیک انجام میدن تا با یه هزینه ای برن، بهشون جا خاب، کارگاه و خوراک میدن و چندوقت میمو

برچسب: نویسنده: کیانوش کمالی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1403 ساعت: 18:41

صفحه بندی